Part of Speech Index

Sort By: Persian  | English  
A prefix
A suffix
Adj.
Adj. (superlative)
Adj. Comparative.
Adj., Adv.
Adj., n.
Adj., n. feminine
Adj., Prep.
Adv.
Adv., Adj.
Adv., Conj.
Adv., n.
Adv., Prep.
Conj.
Dem Adj., Dem Pro.
Dem Pro.
Interjection
Interrogative particle
n.
n. + Adj
n. + Adj.
n. + n.
n. Adj.
n. foreign
n. interj.
n. Pl.
n. Pl. used as singular
n. used as Adj.
n., Adj.
n., Adv.
n.+ Inf.
Pr.
Pr. 1st pers. plural
Pr. 2nd pers. sing. formal
Pr. 3rd pers. sing. formal
Pr. 3rd pers. plural
Pr. 3rd pers. sing. formal
Pr. Impersonal
Pr.1st pers. sing.
Pr.2nd pers. plural
Pr.2nd pers. sing.
Pr.3rd pers. sing.
Prep.
Prep.
Prep., Conj.
Prep., n.
Pro.
Prop. n.
Proper n.
Proper noun
V.
V. (hidden) Imper.
V. 1st pers. Sing.
V. 2nd Per Imper.
V. 3rd pers. Sing.
V. causative
V. intrans.
V. trans.

A prefix Back to Top
پیشوند
A suffix Back to Top
پسوند
Adj. Back to Top    
آبی
آخرین
آذری
آذری
آرام
آزاد
آسان
آشنا
آماده
ابری
استاد
استبدادی
اسلامی
اشتباه
بادی
بارانی
باریک
باریک
باز
بانمک
باهوش
بد
برفی
بزرگ
بزرگ
بزرگ
بس
بسته
بعضی
بعضی از
بلند
بلند
بنفش
بی عقل
بی مزه
بی نمک
بیچاره
بیدار
بینا
بیکار
بیکار
بیکار
پاره
پاک
پخته
پسندیده
پشیمان
پهن
پول خرد
پولدار
پیر
پیروز
تابع
تابع
تابع
تاریک
تازه
تازه
تبعه
تر
ترش
تشنه
تعطیل
تلخ
تند
تند
تند
تنها
تنها
توانا
تک
جالب
جاویدان
جدا
جدید
جذّاب
جمهوری اسلامی
جوان
چاق
چپ
چند
چند
چند
چینی
حرام
حساس
حسود
حکیم
خارجی
خام
خاموش
خاکستری
خرد
خرد
خسته
خشمگین
خشمناک
خشک
خصوصی
خصوصی
خطرناک
خنده دار
خنک
خواب
خوب
خوش
خوشحال
خوشگل
خوشمزه
خیالی
دادگر
داغ
دانا
دراز
درست
درست
درویش
دقیق
دقیق
دلیر
دور
دیوانه
راحت
راست
راست
راضی
رسیده
روشن
زرد
زرنگ
زشت
زندانی
زنده
زیبا
ژرف
سالم
ساکت
سبز
سپید
سخت
سرخ
سرد
سرمه ای
سفت
سفید
سیاه
شاد
شاهد
شبانه روزی
شبیه
شجاع
شل
شلوغ
شکاک
شیرین
صادره
صبور
صورتی
عاقل
عالم
عالم
عزیز
عصبانی
غلط
غم انگیز
غمگین
غمناک
فقیر
فیلسوف
قدیمی
قرمز
قهوه ای
قوی
گرسنه
گرفتار
گرفتار
گرم
گریه دار
لازم
لاغر
مؤدّب
مایل
مبارک
متأسف
متأسف
متشکر
متفکّر
متولد
مجانی
محال
محتاج
محترم
محرم
محفوظ
مرتّب
مردمدار
مستقل
مستقیم
مسخره
مشرق
مشکل
مشکوک
مطمئن
مطمئن
معلوم
معلوم
مغرب
مفید
مقصود
ممنون
ممکن
منتظر
منظّم
مهربان
نابهنگام
نادان
نادر
ناراحت
ناراحت
ناراضی
نارنجی
ناسالم
نامنظّم
نخست
نرم
نزدیک
نگران
نو
نورانی
نیک
نیکو
وابسته
واجب
وارد
واقعی
وسیع
کال
کامل
کثیف
کم
کهنه
کوتاه
کوچک
کوچک
کوچک
یخ
Adj. (superlative) Back to Top
نخستین
Adj. Comparative. Back to Top
بهتر
Adj., Adv. Back to Top    
آخر
اول
روزانه
زیاد
همین
Adj., n. Back to Top    
آسوری
آلمانی
آلمانی
آمریکایی
اردو
ارمنی
اروپایی
اسپانیایی
افغانی
انگلیسی
انگلیسی
ایتالیایی
ایتالیایی
ایرانی
بسته
بلوچ
بهایی
بیمار
پاکستانی
ترک
ترکمن
ترکی
تماشاگر
جمهوری
چینی
حاکم
حکیم
روس
روسی
روشنفکر
زرتشتی
زردشتی
ژاپنی
سنّی
سیاستمدار
شهید
شیعه
طالب
عاشق
عراقی
عرب
عربی
فارسی
فرانسوی
فرانسوی
قاضی
قشقایی
گیلک
لبنانی
لر
محقق
محقق
مریض
مسلمان
مسیحی
مصری
معشوق
نابینا
ناشناس
ناشنوا
هندی
هنرمند
کر
کرد
کلیمی
کور
یهودی
یونانی
Adj., n. feminine Back to Top
معشوقه
Adj., Prep. Back to Top
دیگر
مقابل
Adv. Back to Top    
آری
آهسته
ابداً
اتفاقاً
اصلاً
اقلاً
باز
باهم
باهمدیگر
برای چه
بعضی
بله
بیرون
پایین
پایین
پس
پس
پشت
پهلو
پیش
پیش
پیش
تند
تنها
جلو
چرا
چطور
چنان
چنانچه
چندین
حتی
خارج
خیلی
دقیقاً
روز به روز
زیادی
زیر
شبانه روز
قبل از
قبل از اینکه
قدری
گاه
گاهی
ماهانه
متأسفانه
مشت
معمولاً
ناگهان
نخیر
نه
هرگز
هرگز
هفتگی
همه
همیشه
هنوز
هیچ
هیچ وقت
هیچ وقت
کجا
کم و بیش
کمی
کنار
کی
Adv., Adj. Back to Top
چنین
Adv., Conj. Back to Top
چون
Adv., n. Back to Top    
امروز
امسال
بالا
فردا
هم
Adv., Prep. Back to Top
پیش از این که
Conj. Back to Top    
اگر
اما
با وجود اینکه
برای اینکه
پس
تا
چون که
چونکه
زیرا
وقتی
ولی
که
که
Dem Adj., Dem Pro. Back to Top
آن
این
Dem Pro. Back to Top
آنان
Interjection Back to Top
به به
Interrogative particle Back to Top
مگر نه
n. Back to Top    
آب
آب نبات
آب و هوا
آبادان
آبرو
آبگوشت
آتش
آجیل
آخر
آدرس
آدم
آذر
آذربایجان
آرایشگاه
آرزو
آزادی
آزمایش
آزمون
آسمان
آسیا
آش
آشپزخانه
آغاز
آفتاب
آفریقا
آفرین
آلبالو
آلمان
آلو
آمریکا
آموزش
آموزگار
آهن
آهنگ
آواز
آیت الله
آینه
ابر
ابرو
اتاق
اتاق خواب
اتاق نشیمن
اتحاد
اتوبان
اتوبوس
اتوموبیل
اجاق گاز
احترام
احتیاج
اداره
ادب
ادب
ادبیات
اذان
اردو
اردیبهشت
اروپا
اروند رود
ازدواج
اسب
اسپانیا
استاد
استبداد
استخر
استخوان
استرالیا
استفاده
استکان
اسفند
اسلام
اسم
اشتباه
اشتباه
اشکال
اصفهان
اطاق
اعتقاد
افغانستان
اقتصاد
البرز
الله
امام
امتحان
امتحان
امرداد
امضا
املاء
امید
انار
انتخاب
انتخابات
انتظار
انجمن
اندازه
اندازه
انشاء
انقلاب
انگشت
انگشت
انگشتر
انگلستان
انگلیس
انگور
اهواز
ایتالیا
ایران
ایستگاه اتوبوس
ایستگاه قطار
ایوان
بابا
باختر
باد
بادام
بادبادک
بادمجان
باران
بارانی
بازار
باغ
بالش
بالکن
بانک
باور
بچه
بچه
بحر خزر
بحر عمان
بدن
بدی
برادر
برس
برف
برق
برگ
برنامه
برنج
بزرگراه
بستنی
بستنی فروشی
بشقاب
بطری
بعد از ظهر
بلال
بلبل
بلوز
بم
بن بست
بند
بند
بندر
بهار
بهمن
بوقلمون
بیابان
بیداد
بیداد
بیرق
بیمارستان
بینی
پا
پا
پادشاه
پاسبان
پاسپورت
پاسخ
پاسدار
پالتو
پاکت
پاکت
پاکستان
پایان
پاییز
پتو
پدر
پدر بزرگ
پدربزرگ
پدرخوانده
پدیده
پرتقال
پرتو
پرچم
پرسش
پرنده
پرواز
پروانه
پزشک
پست
پستخانه
پسته
پسر
پسر
پسر خاله
پسر دایی
پسر عمه
پسر عمو
پشت
پشت بام
پشتوانه
پشتکار
پل
پله
پلو
پلیس
پلیس
پلیس راه
پنجره
پندار
پنیر
پهلو
پوشاک
پول
پیاز
پیازچه
پیام
پیتزا فروشی
پیراهن
پیراهن
پیروزی
پیشرفت
پیغام
تئاتر
تابستان
تابعیت
تابلو
تاج
تاریخ
تاریخ
تاکسی
تبریز
تبریک
تحقیق
تختخواب
تخته
تخته پاک کن
تخم مرغ
تخمه
تراس
تربچه
ترس
ترکیه
تسبیح
تشبیه کردن
تشنگی
تشکّر
تعجب
تعداد
تعصب
تقویم
تلفن
تلفن عمومی
تلویزیون
تمبر
تمدن
تمشک
تن
تنگ
تهران
توالت
توالت عمومی
توپ
توت فرنگی
توقف
تولد
تونس
تیر
تیر
ثانیه
جا
جاده
جارو
جارو برقی
جام
جامعه
جامه
جامه دان
جان
جدایی
جست و جو
جعبه
جعفری
جغرافیا
جلیقه
جمعیت
جمعیت
جمله
جناب
جنگ
جنوب
جهان
جهان
جوجه کباب
جوراب
چاپ
چاپخانه
چادر
چاره
چاقو
چانه
چای
چتر
چراغ
چراغ خواب
چراغ خوراکپزی
چراغ راهنمائی
چشایی
چشم
چلو
چلو کباب
چلو کبابی
چمدان
چنگال
چهار راه
چوب
چک
چکمه
چیز
چین
چینی
حادثه
حجاب
حجاب
حرف
حرم
حزب
حسادت
حساسیت
حساسیت
حسد
حضور
حق
حقوق
حقوق
حقوق بشر
حقیقت
حمام
حمام عمومی
حوض
حوله
حکایت
حکمت
حکمت
حکومت
حکومت مردم مدار
حیاط
حیوان
خار
خارپشت
خاطر
خاطره
خاله
خامه
خانه
خانه
خانواده
خاور
خاک
خاک
خاک
خاکستر
خبر
خبرگزاری
خدا
خداوند
خداوندگار
خر
خرابه
خراسان
خرچنگ
خرگوش
خرمشهر
خروج
خروس
خزان
خستگی
خشکی
خط
خط
خطر
خلیج
خلیج فارس
خمیر دندان
خنده
خواب
خوار و بار
خوار و بار فروشی
خواهر
خوبی
خودنویس
خودکار
خوراک
خوراکی
خوردنی
خورش
خورشید
خوزستان
خویش
خیابان
خیار
خیال
خیال
داد
داد
دارچین
دارو
داروخانه
داستان
داماد
داماد
دامن
دانش
دانشسرا
دانشگاه
دانشکده
دانشکده
دایی
دبستان
دبیرستان
دختر
دختر
دختر خاله
دختر دایی
دختر عمه
دختر عمو
در
دراگ استور
درجه
درجه
درخت
درد
دره
درویش
دریا
دریاچه
دریای خزر
دریای عمان
دست
دستشویی
دستشویی
دستمال
دستمال سفره
دستکش
دشت
دفتر
دفتر
دفترچه
دقیقه
دل
دل
دلیل
دماغ
دماوند
دندان
دنده
دنیا
ده
دهان
دوا
دوچرخه
دوست
دوش
دکان
دکتر
دی
دیس
دیگ
دین
دیو
دیوار
دیکته
ذرت
ذره
ذره بین
رأی
رئیس جمهور
رابطه
رادیو
راز
راستی
راه
راهرو
ربط
ربع
رستوران
رشت
رفتار
رمضان
رنگ
روانشناسی
روپوش اسلامی
روتختی
روح
رود
رودخانه
روز
روزگار
روزنامه
روزی
روسری
روسیه
روغن
رومیزی
ریش
زاگرس
زحمت
زردآلو
زردچوبه
زعفران
زمان
زمستان
زمین
زمین
زن
زن
زنبور
زندان
زندگی
زنگ
زور
زیارت
زیتون
زیر زمین
زیره
ژاپن
ژاژ
ژاله
ژاندارم
ژاندارمری
سؤال
ساحل
ساعت
ساعت
سال
سالاد
ساندویچ
سایه
سبزه
سبزی
سبیل
سپیده
ستاره
ستون
سجاده
سخن
سخنرانی
سد
سر
سرشیر
سرکه
سفر
سفره
سفید رود
سقف
سگ
سلطان
سماق
سماور
سنگ
سنّت
سوپر مارکت
سوریه
سکه
سیاست
سیب
سیب زمینی
سیر
سینما
سینی
شاخه
شاخه
شادی
شاگرد
شام
شامپو
شانه
شاه
شاهزاده
شاهین
شب
شباهت
شبنم
شتر
شراب
شرق
شروع
شست
شصت
شعله
شلوار
شماره
شمال
شمع
شمعدان
شناسنامه
شهادت
شهادت
شهر
شهرت
شهرت
شوهر
شک
شکارچی
شکر
شکر
شکست
شکم
شکوفه
شیر
شیر
شیر
شیراز
شیرینی
شیرینی فروشی
شیشه
شیمی
صابون
صبح
صبحانه
صبر
صلح
صندلی
صندوق
صورت
طاق
طالبی
طاووس
طبقه
طبقه
طبیعت
طعم
طلا
طلاق
طوطی
ظرف
عالم
عدد
عراق
عربستان سعودی
عروس
عروس
عروسک
عروسی
عسل
عسلی
عشق
عصر
عصرانه
عطر
عقل
علم
عمر
عمه
عمو
عکاس
عیب
عید
عینک
غذا
غرب
غرب
غربت
غروب
غرور
غصه
غم
فارس
فاصله
فامیل
فامیل
فایده
فرار
فرانسه
فرزند
فرش
فرشته
فرصت
فرهنگ
فرودگاه
فروش
فروشگاه
فروشنده
فصل
فقر
فلان
فلانی
فلسفه
فلفل
فلفل سبز
فلفل قرمز
فلفل قرمز
فلفلدان
فنجان
فکس
فیزیک
فیل
فیلم
قاب
قاب عکس
قابلمه
قاشق
قالی
قرارداد
قربان
قزوین
قسمت
قسمت
قصه
قطعه
قفس
قفسه
قلب
قلم
قله
قلهء دماوند
قم
قناری
قند
قندان
قهوه
قوری
قیمت
گذرنامه
گربه
گردنبند
گردو
گرسنگی
گشنیز
گفت و گو
گفتار
گفتگو
گل
گلابی
گلدان
گلفروشی
گلوبند
گلیم
گمرک
گنبد
گنجه
گنجه
گواهی
گواهینامه
گورخر
گوسفند
گوش
گوشت
گوشه
گوشواره
گویش
گیلاس
گیلان
لب
لباس
لباس زیر
لبنان
لحاف
لرستان
لطف
لغت
لغتنامه
لوبیا
لیمو ترش
لیمو ترش
لیوان
ماجرا
مادر
مادر بزرگ
مازندران
ماست
ماشین
مانتو
ماه
ماه
ماهی
ماهیانه
ماهیتابه
متر
مترو
متکا
مجال
مجله
محبت
مداد
مداد پاک کن
مداد تراش
مدرسه
مدرسه
مدرک
مذهب
مراکش
مربا
مرد
مرداد
مردم
مردم مداری
مرز
مرغ
مرغ
مرغ
مرگ
مزار
مزه
مزه
مژه
مس
مسئله
مسافرت
مسجد
مسواک
مشت
مشهد
مصر
مطلب
معذرت
معماری
معنی
مغازه
مغز
مقاله
مقدار
مقصود
مقنعه
مگس
ملافه
ملاقه
مملکت
ممنوع
منطقه
منظره
مهد کودک
مهر
مهمان
مهمانی
مو
موز
موزه
موسی
موسیقی
مکتب
مکتب
می
میدان
میز
میز تحریر
میگو
مینی بوس
میوه
ناپدری
ناخن
ناشتایی
ناف
نام
نام فامیل
نامادری
نامه
نان
نانوا
نانوایی
ناهار
نتیجه
نخست وزیر
نسبت
نشانی
نعلبکی
نعنا
نعناع
نفت
نفر
نقاب
نقره
نقطه
نگارش
نمایش
نمودار
نمونه
نمک
نمکدان
نهار
نور
نوزاد
نوشابه
نوشیدنی
نوه
نکته
نیاز
نیم
نیمرو
نیمکت
هتل
هدف
هفته
هل
هلو
همدان
هندوانه
هندوستان
هنر
هنگام
هوا
هوا
هواپیمایی
هویت
هویج
واژه
واقعیت
وان
وجدان
وحشت
ورود
ورودیه
وزیر
وسیله
وقت
کار
کارد
کارگر
کارگردان
کاروان
کارون
کاسه
کاشی
کاغذ
کافه
کامپیوتر
کاهو
کباب
کبریت
کبوتر
کت
کت و شلوار
کتاب
کتابچه
کتابخانه
کتابفروشی
کتری
کدو
کدو تنبل
کرخه
کردار
کردستان
کرمان
کرمانشاهان
کره
کشتی
کشتی
کشور
کف اطاق
کف پا
کف دست
کفش
کلاس
کلانتری
کلاه
کلم
کلمه
کلینیک
کمال
کمبود
کمد
کمربند
کمیته
کوچه
کودک
کودکستان
کوسن
کوشش
کوه
کوکو
کیف
کیف
کیلو
کیلومتر
کیهان
یاد
یادداشت
یادگار
یخ
یخچال
یزد
n. + Adj Back to Top
همسایه
n. + Adj. Back to Top    
پیامبر
پیغمبر
دست چپ
دست راست
رهبر
شیشه
فارسی
گلفروش
گوجه فرنگی
نام خانوادگی
نوروز
همکار
همکلاسی
هواپیما
n. + n. Back to Top    
اسم فامیل
شمارهء شناسنامه
محل اقامت
محل صدور
محل کار
نشانی منزل
کارت شناسایی
کارت هویت
n. Adj. Back to Top
آخوند
n. foreign Back to Top
جوک
n. interj. Back to Top
خداحافظ
سلام
n. Pl. Back to Top    
آداب
اخبار
ادویه
اطلاعات
تعطیلات
حکما
خاطرات
روابط
سبزیجات
طلاب
ظروف
علما
علما
فلاسفه
لبنیات
مدارک
وسایل
وکلا
وکلا
n. Pl. used as singular Back to Top
No items in current category
n. used as Adj. Back to Top
جان
فرانسه
n., Adj. Back to Top    
آرایشگر
آشپز
آقا
آهنگر
آینده
باغبان
بنا
بیست
بیست و پنج
بیست و چهار
بیست و دو
بیست و سه
بیست و شش
بیست و نه
بیست و هشت
بیست و هفت
بیست و یک
پانزده
پانصد
پرستار
پنج
پنجاه
ثلث
جوراب شلواری
چهار
چهارده
چهارصد
چهل
چوپان
خانم
خاور میانه
خبرنگار
خریدار
خواننده
خواننده
خیاط
دانش آموز
دانشجو
دبیر
دروغ
ده
ده هزار
دو
دوازده
دویست
رئیس
راننده
راهنما
ساعت دیواری
سخنران
سرباز
سلمانی
سه
سی
سیزده
سیصد
شاعر
شانزده
شش
ششصد
شصت
صد
صد هزار
طرف
طلبه
قصاب
گدا
گذشته
ماهیگیر
مدیر
مسافر
مسافر
مشتری
معّلم
منشی
مهندس
موسیقیدان
میلیون
ناظم
نقاش
نقد
نه
نهصد
نوازنده
نود
نوزاد
نوزده
نویسنده
هجده
هزار
هشت
هشتاد
هشتصد
هفت
هفتاد
هفتصد
هفده
هنرپیشه
وکیل
وکیل
کتابدار
کتابفروش
کولی
یازده
یک
n., Adv. Back to Top    
بین
پارسال
دیروز
دیشب
موقع
میان
n.+ Inf. Back to Top
سبزی خوردن
Pr. Back to Top    
هیچ کس
وی
وی
کی
Pr. 1st pers. plural Back to Top
ما
Pr. 2nd pers. sing. formal Back to Top
شما
Pr. 3rd pers. sing. formal Back to Top
ایشان
Pr. 3rd pers. plural Back to Top
آنها
ایشان
Pr. 3rd pers. sing. formal Back to Top
ایشان
Pr. Impersonal Back to Top
خود
خویش
Pr.1st pers. sing. Back to Top
من
Pr.2nd pers. plural Back to Top
شما
Pr.2nd pers. sing. Back to Top
تو
Pr.3rd pers. sing. Back to Top
او
او
Prep. Back to Top    
به جای
بهر
تو
حرف
در
در
واسه
کنار
Prep. Back to Top    
از
با
با
برای
به
به خاطر
تا
دربارهء
راجع به
روی
روی
نزد
Prep., Conj. Back to Top
تا
مگر
Prep., n. Back to Top
پشت
Pro. Back to Top
همدیگر
Prop. n. Back to Top    
بهمن
بهمن
تیر
شهریور
محرم
Proper n. Back to Top    
آبان
آذر
تخت جمشید
خرداد
ژاله
شبنم
شعله
عیسی
فروردین
مهر
مهر
نادر
کارون
Proper noun Back to Top
فرشته
V. Back to Top    
آرزو داشتن
آرزو کردن
آزاد شدن
آزاد کردن
آزمایش کردن
آزمودن
آشپزی کردن
آغاز کردن
آفریدن
آماده کردن
آمدن
آموختن
آموختن
آموزش دادن
آواز خواندن
آوردن
اتفاق افتادن
احترام گذاشتن
احتیاج داشتن
احساس کردن
اخم کردن
ادامه دادن
ادب کردن
از دست دادن
از ياد بردن
ازدواج کردن
استراحت کردن
استفاده کردن
اشاره کردن
اشتباه کردن
اطلاع داشتن
اطلاع دادن
اعتقاد داشتن
اعتقاد داشتن
اعتنا کردن
افتادن
افطار کردن
امضا کردن
انتخاب شدن
انتخاب کردن
انتخاب کردن
انجام دادن
انجام دادن
انداختن
انعام دادن
ايستادن
باریدن
باز گشتن
باز کردن
بازی کردن
باور داشتن
باور کردن
بخشیدن
بخشیدن
بخشیدن
برخاستن
برداشتن
بردن
بردن
بردن
برف باریدن
بزرگ شدن
بستن
بستن
بستن
بلد بودن
بلند شدن
بلند کردن
به خاطر آوردن
به دست آوردن
به یاد آوردن
بودن
بوس کردن
بوسیدن
بیمار شدن
پا شدن
پارک کردن
پاسخ دادن
پايان دادن
پاک کردن
پختن
پدیدار شدن
پذیرایی کردن
پر کردن
پرداخت کردن
پرداختن
پرستيدن
پرسیدن
پرهيز کردن
پس انداز کردن
پس دادن
پس گرفتن
پسندیدن
پشتیبانی کردن
پنداشتن
پوشيدن
پيچيدن
پيچيدن
پيدا کردن
پیاده رفتن
پیاده شدن
پیشرفت کردن
پیغام دادن
تا کردن
تب کردن
تبریک گفتن
تجدید کردن
تحقیق کردن
تربیت کردن
ترجمه کردن
تشکر کردن
تعريف کردن
تعريف کردن
تفریح کردن
تقاضا کردن
تلفن زدن
تلفن کردن
تماشا کردن
تمدید کردن
تمرین کردن
تمیز کردن
تنبیه کردن
توانستن
توجه کردن
توقف کردن
توهین کردن
تکان دادن
تکمیل کردن
جا گذاشتن
جارو کردن
جارو کردن
جستن
جستن
جمع کردن
جمع کردن
جنگ کردن
جنگیدن
جواب دادن
جویدن
چاپ کردن
چانه زدن
چشیدن
حاضر شدن
حاضر کردن
حاضربودن
حدس زدن
حرف زدن
حس کردن
حساب کردن
حفظ کردن
حفظ کردن
حمام رفتن
حمام گرفتن
حمام کردن
حمایت کردن
حوصله داشتن
خالی شدن
خالی کردن
خاموش کردن
خاموش کردن
خبر دادن
خبر داشتن
خداحافظی کردن
خرج کردن
خريدن
خرید کردن
خلق کردن
خندیدن
خوابيدن
خواستن
خواستن
خواندن
خواندن
خودداری کردن
خودداری کردن
خوردن
خوردن
خیال داشتن
خیال کردن
دادن
داشتن
دانستن
دراز کشيدن
درخواست کردن
درد داشتن
درد کردن
درس خواندن
درس دادن
دروغ گفتن
درک کردن
دریافت کردن
دریافتن
دست دادن
دستگیر کردن
دستور دادن
دعا کردن
دعوا کردن
دوختن
دور زدن
دوست داشتن
دوست داشتن
دویدن
ديدن
ديدن کردن
رأی دادن
رأی گرفتن
راندن
راندن
رانندگی کردن
راه رفتن
راهنمایی کردن
رساندن
رسيدن
رسیدن
رسیدن
رفتار کردن
رفتن
رقصیدن
روزه گرفتن
روشن کردن
روشن کردن
ریختن
زخمی شدن
زدن
زدن
زندگی کردن
سؤال کردن
ساختن
ساختن
سپاردن
سپردن
سخنرانی کردن
سعی کردن
سلام کردن
سوار شدن
سوار کردن
سوختن
شدن
شرح دادن
شروع کردن
شستن
شمردن
شنا کردن
شناختن
شنيدن
شهادت دادن
شهید شدن
شک کردن
شکایت کردن
شکر کردن
شکستن
صادر کردن
صبر داشتن
صبر کردن
صحبت کردن
صلح کردن
طلاق دادن
طلاق گرفتن
عادت داشتن
عادت کردن
عاشق شدن
عجله کردن
عروسی کردن
عشقبازی کردن
عقيده داشتن
علاقه داشتن
عکس انداختن
فاسد شدن
فرار کردن
فراموش کردن
فراهم کردن
فرستادن
فرمودن
فرمودن
فروختن
فرياد زدن
فهميدن
فکر کردن
قادر بودن
قبول شدن
قبول کردن
قدم زدن
قسم خوردن
قسم خوردن
قسمت کردن
قضاوت کردن
گذاشتن
گذراندن
گذشتن
گذشتن
گرفتن
گرفتن
گريستن
گريه کردن
گشتن
گشتن
گشتن
گفتن
گله کردن
گم کردن
گوش دادن
گوش کردن
لازم بودن
لازم داشتن
لبخند زدن
لرزيدن
ماندن
مايل بودن
متوجه شدن
مردن
مریض شدن
مسخره کردن
مسواک زدن
معنی کردن
منتظر شدن
موافق بودن
موافقت کردن
ميل داشتن
ميل کردن
میل داشتن
میل داشتن
نشان دادن
نشان دادن
نشستن
نقاشی کردن
نقاشی کردن
نگاشتن
نگاه کردن
نماز خواندن
نمايان شدن
نمایش دادن
نمودن
نمودن
نوشتن
نوشيدن
نیاز داشتن
وارد شدن
وجود داشتن
ورزش کردن
وزن کردن
ياد دادن
ياد گرفتن
ياد کردن
يافتن
کار کردن
کاشتن
کردن
کشتن
کشيدن
کشیدن
کم کردن
کمک کردن
کوشش کردن
کوشیدن
V. (hidden) Imper. Back to Top
شب به خیر
V. 1st pers. Sing. Back to Top
کاش
V. 2nd Per Imper. Back to Top
ببخشید
ببخشید
V. 3rd pers. Sing. Back to Top
باید
بایست
شاید
V. causative Back to Top
آموزاندن
خنداندن
فهماندن
V. intrans. Back to Top    
آغاز شدن
برگشتن
به پايان رسيدن
بیدار شدن
تمام شدن
جدا شدن
خراب شدن
خراب شدن
خراب شدن
V. trans. Back to Top    
بازگرداندن
برگرداندن
به پايان رساندن
بو کردن
بوییدن
بیدار کردن
پرورش دادن
پرورش دادن
تمام کردن
جدا کردن
خبر کردن
خراب کردن
میل کردن