Theme Index

Sort By: Persian  | English  
Cities & Provinces
City & City Life
Clothing & Accessories
Colors
Common Adjectives
Countries
Family
Food
General Vocabulary
House
Human Body
Identity
Languages
Mountains & Waters
Nationality
Nature
Numbers
Personal Pronouns
Printed Matter
Professions
Verbs

Cities & Provinces Back to Top    
آبادان
آذربایجان
اصفهان
اهواز
بم
تبریز
تهران
خراسان
خرمشهر
خوزستان
رشت
شیراز
فارس
قزوین
قم
گیلان
لرستان
مازندران
مشهد
همدان
کردستان
کرمان
کرمانشاهان
یزد
City & City Life Back to Top    
اتوبان
اتوبوس
اتوموبیل
ایستگاه اتوبوس
ایستگاه قطار
بازار
بانک
بزرگراه
بستنی فروشی
بن بست
بیمارستان
پاسبان
پاسدار
پستخانه
پل
پلیس
پلیس راه
پیتزا فروشی
تئاتر
تاکسی
تلفن عمومی
توالت عمومی
توقف
جاده
چراغ راهنمائی
چلو کبابی
چهار راه
حمام عمومی
خروج
خوار و بار فروشی
خیابان
داروخانه
دراگ استور
دوچرخه
دکان
راه
رستوران
ژاندارم
ژاندارمری
سوپر مارکت
شهر
شیرینی فروشی
فرودگاه
فروشگاه
گلفروشی
ماشین
مسجد
مغازه
ممنوع
موزه
میدان
مینی بوس
نانوایی
هتل
ورود
کافه
کتابخانه
کتابفروشی
کلانتری
کلینیک
کمیته
کوچه
Clothing & Accessories Back to Top    
انگشتر
بارانی
بلوز
پالتو
پوشاک
پیراهن
پیراهن
جامه دان
جلیقه
جوراب
جوراب شلواری
چادر
چمدان
چکمه
حجاب
دامن
دستمال
دستکش
روپوش اسلامی
روسری
شلوار
عینک
گردنبند
گلوبند
گوشواره
لباس
لباس زیر
مانتو
مقنعه
نقاب
کت
کت و شلوار
کفش
کلاه
کمربند
کیف
کیف
Colors Back to Top    
آبی
بنفش
خاکستری
رنگ
زرد
سبز
سرخ
سرمه ای
سفید
سیاه
صورتی
قرمز
قهوه ای
نارنجی
Common Adjectives Back to Top    
آرام
آزادی
آسان
باریک
باریک
باهوش
بد
بزرگ
بزرگ
بلند
بلند
بی عقل
پخته
پهن
پولدار
پیر
تر
ترش
تشنه
تلخ
تند
تند
تند
تنها
تنها
جالب
جذّاب
جوان
چاق
خام
خسته
خشمگین
خشک
خنده دار
خوب
خوشحال
خوشگل
داغ
دراز
درست
درست
دقیق
راحت
راضی
رسیده
زرنگ
زشت
زیبا
ساکت
سخت
سرد
سفت
شاد
شل
شیرین
عاقل
عزیز
عصبانی
غلط
غم انگیز
غمگین
غمناک
فقیر
گرسنه
گرم
گریه دار
لاغر
مؤدّب
متأسف
متأسف
متفکّر
مرتّب
مستقل
مشکل
مطمئن
منظّم
مهربان
نادان
ناراحت
ناراحت
ناراضی
نامنظّم
نرم
وابسته
کال
کوتاه
کوچک
Countries Back to Top    
آفریقا
آلمان
آمریکا
اسپانیا
استرالیا
افغانستان
انگلستان
انگلیس
ایتالیا
ایران
پاکستان
ترکیه
تونس
جمهوری اسلامی
چین
روسیه
ژاپن
سوریه
عراق
عربستان سعودی
فرانسه
لبنان
مراکش
مصر
هندوستان
Family Back to Top    
بچه
بچه
برادر
پدر
پدر بزرگ
پسر
پسر
پسر خاله
پسر دایی
پسر عمه
پسر عمو
خاله
خانواده
خواهر
داماد
داماد
دایی
دختر
دختر
دختر خاله
دختر دایی
دختر عمه
دختر عمو
زن
زن
شوهر
عروس
عروس
عمه
عمو
فامیل
فرزند
مادر
مادر بزرگ
مرد
ناپدری
نامادری
نوزاد
نوزاد
نوه
کودک
Food Back to Top    
آب
آبگوشت
آجیل
آش
آلبالو
آلو
ادویه
انار
انگور
بادام
بادمجان
برنج
بستنی
بلال
پرتقال
پسته
پلو
پنیر
پیاز
پیازچه
تخم مرغ
تخمه
تربچه
تمشک
توت فرنگی
جعفری
جوجه کباب
چای
چلو
چلو کباب
خامه
خرچنگ
خوراک
خوراکی
خوردنی
خورش
خیار
دارچین
ذرت
روغن
زردآلو
زردچوبه
زعفران
زیتون
زیره
سالاد
ساندویچ
سبزی
سبزی خوردن
سبزیجات
سرشیر
سرکه
سماق
سیب
سیب زمینی
سیر
شام
شراب
شکر
شیر
شیرینی
صبحانه
طالبی
عسل
عصرانه
غذا
فلفل
فلفل سبز
فلفل قرمز
فلفل قرمز
قند
قهوه
گردو
گشنیز
گلابی
گوجه فرنگی
گوشت
گیلاس
لبنیات
لوبیا
لیمو ترش
لیمو ترش
ماست
مربا
مرغ
موز
می
میگو
میوه
ناشتایی
نان
ناهار
نعنا
نعناع
نمک
نهار
نوشابه
نوشیدنی
نیمرو
هل
هلو
هندوانه
هویج
کاهو
کباب
کدو
کدو تنبل
کره
کلم
کوکو
General Vocabulary Back to Top    
آب نبات
آب و هوا
آبان
آبرو
آتش
آخر
آخر
آخرین
آخوند
آداب
آدم
آذر
آذر
آرایشگاه
آرزو
آری
آزاد
آزمایش
آزمون
آسوری
آسیا
آشنا
آغاز
آغاز کردن
آفتاب
آفرین
آقا
آماده
آموزش
آموزگار
آن
آنان
آنها
آهسته
آهن
آهنگ
آواز
آیت الله
آینده
ابداً
اتحاد
اتفاقاً
احترام
احتیاج
اخبار
اداره
ادب
ادب
ادبیات
اذان
اردو
اردیبهشت
ارمنی
اروپا
اروپایی
از
ازدواج
استاد
استاد
استبداد
استبدادی
استفاده
اسفند
اسلام
اسلامی
اشتباه
اشتباه
اشتباه
اشکال
اصلاً
اطلاعات
اعتقاد
اقتصاد
اقلاً
اگر
الله
اما
امام
امتحان
امتحان
امرداد
امروز
امسال
امضا
امضا کردن
املاء
امید
انتخاب
انتخابات
انتظار
انجمن
اندازه
اندازه
انشاء
انقلاب
اول
این
با
با
با وجود اینکه
بابا
باختر
بادبادک
باز
باز
بالا
بانمک
باهم
باهمدیگر
باور
باید
بایست
ببخشید
ببخشید
بدی
برای
برای اینکه
برای چه
برس
برنامه
بزرگ
بس
بسته
بسته
بطری
بعد از ظهر
بعضی
بعضی
بعضی از
بله
بند
بند
بندر
به
به به
به جای
به خاطر
بهار
بهایی
بهتر
بهر
بهمن
بهمن
بوقلمون
بی مزه
بی نمک
بیابان
بیچاره
بیداد
بیداد
بیدار
بیرق
بیرون
بیمار
بین
بینا
بیکار
بیکار
بیکار
پادشاه
پارسال
پاره
پاسخ
پاک
پاکت
پاکت
پایان
پاییز
پایین
پایین
پدربزرگ
پدرخوانده
پدیده
پرتو
پرچم
پرسش
پرواز
پس
پس
پس
پست
پسندیده
پسوند
پشت
پشت
پشت
پشتوانه
پشتکار
پشیمان
پندار
پهلو
پهلو
پول
پول خرد
پیام
پیامبر
پیروز
پیروزی
پیش
پیش
پیش
پیش از این که
پیشرفت
پیشوند
پیغام
پیغمبر
تا
تا
تا
تابستان
تابع
تابع
تابلو
تاج
تاریخ
تاریخ
تاریک
تازه
تازه
تبریک
تحقیق
تحقیق کردن
تخت جمشید
تخته
تخته پاک کن
ترس
تسبیح
تشبیه کردن
تشنگی
تشکّر
تعجب
تعداد
تعصب
تعطیل
تعطیلات
تقویم
تماشاگر
تمبر
تمدن
تند
تنها
تو
توانا
توپ
تولد
تک
تیر
تیر
تیر
ثانیه
ثلث
جا
جام
جامعه
جامه
جان
جان
جاویدان
جدا
جدایی
جدید
جست و جو
جعبه
جغرافیا
جلو
جمعیت
جمعیت
جمله
جمهوری
جناب
جنگ
جنوب
جهان
جهان
جوک
چاره
چپ
چتر
چرا
چشایی
چطور
چنان
چنانچه
چند
چند
چند
چندین
چنین
چوب
چون
چون که
چونکه
چک
چیز
چینی
حادثه
حاکم
حتی
حجاب
حرام
حرف
حرف
حرم
حزب
حسادت
حساس
حساسیت
حساسیت
حسد
حسود
حضور
حق
حقوق
حقوق
حقوق بشر
حقیقت
حوصله داشتن
حوله
حکایت
حکما
حکمت
حکمت
حکومت
حکومت مردم مدار
حکیم
حکیم
خار
خارج
خارجی
خاطر
خاطرات
خاطره
خاموش
خاموش کردن
خاموش کردن
خانم
خاور
خاور میانه
خاک
خاک
خاکستر
خبر
خبرگزاری
خبرنگار
خدا
خداحافظ
خداحافظی کردن
خداوند
خداوندگار
خرابه
خرد
خرد
خرداد
خریدار
خزان
خستگی
خشمناک
خشکی
خصوصی
خصوصی
خط
خط
خطر
خطرناک
خمیر دندان
خنده
خواب
خواب
خوار و بار
خواننده
خوبی
خود
خودنویس
خودکار
خوش
خوشمزه
خویش
خویش
خیال
خیال
خیال داشتن
خیال کردن
خیالی
خیلی
داد
داد
دادگر
دارو
داستان
دانا
دانش
دانش آموز
دانشجو
دانشسرا
دانشگاه
دانشکده
دانشکده
دبستان
دبیر
دبیرستان
در
در
دربارهء
درجه
درجه
درد
دروغ
درویش
درویش
درک کردن
دریاچه
دست چپ
دست راست
دستگیر کردن
دفتر
دفتر
دفترچه
دقیق
دقیقاً
دقیقه
دلیر
دلیل
دنیا
ده
دوا
دور
دوست
دوش
دی
دیروز
دیشب
دیگر
دین
دیو
دیوانه
دیکته
ذره
ذره بین
رأی
رئیس
رئیس جمهور
رابطه
راجع به
رادیو
راز
راست
راست
راستی
راهنما
راهنمایی کردن
ربط
ربع
رمضان
رهبر
روابط
روانشناسی
روح
رود
رودخانه
روز
روز به روز
روزانه
روزگار
روزی
روشن
روشن کردن
روشن کردن
روشنفکر
روی
روی
زحمت
زرتشتی
زردشتی
زمان
زمستان
زندان
زندانی
زندگی
زنده
زنگ
زور
زیاد
زیادی
زیارت
زیر
زیرا
ژاژ
ژاله
ژاله
ژرف
سؤال
ساحل
ساعت
ساعت
ساعت دیواری
سال
سالم
سایه
سبزه
سپید
سپیده
ستون
سجاده
سخن
سخنران
سخنرانی
سخنرانی کردن
سد
سفر
سلام
سلام کردن
سلطان
سنگ
سنّت
سنّی
سکه
سیاست
سیاستمدار
سینما
شاخه
شادی
شاعر
شاگرد
شامپو
شانه
شاه
شاهد
شاهزاده
شاید
شب
شب به خیر
شبانه روز
شبانه روزی
شباهت
شبنم
شبنم
شبیه
شجاع
شرق
شروع
شروع کردن
شعله
شعله
شلوغ
شمال
شمع
شهادت
شهادت
شهرت
شهریور
شهید
شک
شکاک
شکر
شکست
شیر
شیر
شیشه
شیشه
شیعه
شیمی
صابون
صبح
صبر
صبور
صلح
طاق
طالب
طبقه
طبقه
طرف
طعم
طلا
طلاب
طلاق
طلبه
عاشق
عاشق شدن
عالم
عالم
عالم
عدد
عروسک
عروسی
عشق
عصر
عطر
عقل
علم
علما
علما
عمر
عکاس
عیب
عید
عیسی
غرب
غرب
غربت
غروب
غرور
غصه
غم
فارسی
فاصله
فایده
فرار
فردا
فرشته
فرشته
فرصت
فروردین
فروش
فروشنده
فصل
فقر
فلاسفه
فلان
فلانی
فلسفه
فکس
فیزیک
فیلسوف
فیلم
قاب
قاب عکس
قاضی
قبل از
قبل از اینکه
قدری
قدیمی
قرارداد
قربان
قسمت
قسمت
قصه
قطعه
قفس
قفسه
قلم
قوی
قیمت
گاه
گاهی
گدا
گذشته
گرسنگی
گرفتار
گرفتار
گفت و گو
گفتار
گفتگو
گمرک
گنبد
گواهی
گواهینامه
گوشه
گویش
لازم
لطف
لغت
ماجرا
ماه
ماهانه
ماهیانه
مایل
مبارک
متأسفانه
متر
مترو
متشکر
مجال
مجانی
محال
محبت
محتاج
محترم
محرم
محرم
محفوظ
محقق
محقق
مداد
مداد پاک کن
مداد تراش
مدارک
مدرسه
مدرسه
مدرک
مدیر
مذهب
مرداد
مردم
مردم مداری
مردمدار
مرز
مرگ
مریض
مزار
مزه
مزه
مس
مسئله
مسافر
مسافر
مسافرت
مستقیم
مسخره
مسخره کردن
مسلمان
مسواک
مسیحی
مشت
مشت
مشتری
مشرق
مشکوک
مطلب
مطمئن
معذرت
معشوق
معشوقه
معّلم
معلوم
معلوم
معماری
معمولاً
معنی
مغرب
مغز
مفید
مقابل
مقاله
مقدار
مقصود
مقصود
مگر
مگر نه
مگس
مملکت
ممنون
ممکن
منتظر
منطقه
منظره
مهد کودک
مهر
مهر
مهر
مهمان
مهمانی
موسی
موسیقی
موقع
مکتب
مکتب
میان
میل داشتن
نابهنگام
نابینا
نادر
نادر
ناسالم
ناشناس
ناشنوا
ناظم
ناگهان
نامه
نتیجه
نخست
نخست وزیر
نخستین
نخیر
نزد
نزدیک
نسبت
نفر
نقد
نقره
نقطه
نگارش
نگران
نمایش
نمودار
نمونه
نه
نو
نور
نورانی
نوروز
نکته
نیاز
نیم
نیک
نیکو
هدف
هرگز
هرگز
هفتگی
هفته
هم
همدیگر
همسایه
همه
همکار
همکلاسی
همیشه
همین
هنر
هنرمند
هنگام
هنوز
هواپیما
هواپیمایی
هیچ
هیچ وقت
هیچ وقت
هیچ کس
واجب
وارد
واژه
واسه
واقعی
واقعیت
وان
وجدان
وحشت
ورودیه
وزیر
وسایل
وسیع
وسیله
وقت
وقتی
ولی
وکلا
وکلا
وکیل
وکیل
وی
وی
کار
کارگردان
کاروان
کاش
کاغذ
کامل
کبریت
کتاب
کتابچه
کثیف
کجا
کر
کردار
کشتی
کشتی
کشور
کلاس
کلمه
کلیمی
کم
کم و بیش
کمال
کمبود
کمی
کنار
کنار
که
که
کهنه
کوچک
کوچک
کودکستان
کور
کوشش
کی
کی
کیلو
کیلومتر
کیهان
یاد
یادداشت
یادگار
یخ
یخ
یهودی
House Back to Top    
آشپزخانه
آینه
اتاق
اتاق خواب
اتاق نشیمن
اجاق گاز
استخر
استکان
اطاق
ایوان
باغ
بالش
بالکن
برق
بشقاب
پتو
پشت بام
پله
پنجره
تختخواب
تراس
تلفن
تلویزیون
تنگ
توالت
جارو
جارو برقی
چاقو
چراغ
چراغ خواب
چراغ خوراکپزی
چنگال
حمام
حوض
حیاط
خانه
خانه
در
دستشویی
دستشویی
دستمال سفره
دیس
دیگ
دیوار
راهرو
روتختی
رومیزی
زیر زمین
سفره
سقف
سماور
سینی
شمعدان
صندلی
صندوق
ظرف
ظروف
عسلی
فرش
فلفلدان
فنجان
قابلمه
قاشق
قالی
قندان
قوری
گلدان
گلیم
گنجه
گنجه
لحاف
لیوان
ماهیتابه
متکا
ملافه
ملاقه
میز
میز تحریر
نعلبکی
نمکدان
نیمکت
کارد
کاسه
کاشی
کامپیوتر
کتری
کف اطاق
کمد
کوسن
یخچال
Human Body Back to Top    
ابرو
استخوان
انگشت
انگشت
بدن
بینی
پا
پا
تن
چانه
چشم
دست
دل
دل
دماغ
دندان
دنده
دهان
ریش
سبیل
سر
شست
شصت
شکم
صورت
قلب
گوش
لب
مژه
مو
ناخن
ناف
کف پا
کف دست
Identity Back to Top    
آدرس
آذری
اسم
اسم فامیل
بلوچ
پاسپورت
تابع
تابعیت
تبعه
ترکمن
شماره
شمارهء شناسنامه
شناسنامه
شهرت
صادر کردن
صادره
فامیل
قشقایی
گذرنامه
گیلک
لر
متولد
محل اقامت
محل صدور
محل کار
نام
نام خانوادگی
نام فامیل
نشانی
نشانی منزل
هویت
کارت شناسایی
کارت هویت
کرد
کولی
Languages Back to Top    
آذری
آلمانی
اردو
انگلیسی
ایتالیایی
ترکی
چینی
روسی
عربی
فارسی
فرانسه
فرانسوی
Mountains & Waters Back to Top    
اروند رود
البرز
بحر خزر
بحر عمان
خلیج
خلیج فارس
دریای خزر
دریای عمان
دماوند
زاگرس
سفید رود
قله
قلهء دماوند
کارون
کارون
کرخه
Nationality Back to Top    
آلمانی
آمریکایی
اسپانیایی
افغانی
انگلیسی
ایتالیایی
ایرانی
پاکستانی
ترک
چینی
روس
ژاپنی
عراقی
عرب
فرانسوی
لبنانی
مصری
هندی
یونانی
Nature Back to Top    
آسمان
ابر
ابری
اسب
باد
بادی
باران
بارانی
برف
برفی
برگ
بلبل
بهمن
پرنده
پروانه
حیوان
خارپشت
خاک
خر
خرگوش
خروس
خنک
خورشید
درخت
دره
دریا
دشت
زمین
زمین
زنبور
ستاره
سگ
شاخه
شاهین
شتر
شکوفه
طاووس
طبیعت
طوطی
فیل
قناری
گربه
گل
گورخر
گوسفند
ماه
ماهی
مرغ
مرغ
نفت
هوا
هوا
کبوتر
کوه
Numbers Back to Top    
بیست
بیست و پنج
بیست و چهار
بیست و دو
بیست و سه
بیست و شش
بیست و نه
بیست و هشت
بیست و هفت
بیست و یک
پانزده
پانصد
پنج
پنجاه
چهار
چهارده
چهارصد
چهل
ده
ده هزار
دو
دوازده
دویست
سه
سی
سیزده
سیصد
شانزده
شش
ششصد
شصت
صد
صد هزار
میلیون
نه
نهصد
نود
نوزده
هجده
هزار
هشت
هشتاد
هشتصد
هفت
هفتاد
هفتصد
هفده
یازده
یک
Personal Pronouns Back to Top    
او
او
ایشان
ایشان
ایشان
تو
شما
شما
ما
من
Printed Matter Back to Top    
چاپ
چاپ کردن
چاپخانه
روزنامه
فرهنگ
لغتنامه
مجله
Professions Back to Top    
آرایشگر
آشپز
آهنگر
باغبان
بنا
پرستار
پزشک
پلیس
چوپان
خواننده
خیاط
دکتر
راننده
سرباز
سلمانی
شکارچی
قصاب
گلفروش
ماهیگیر
منشی
مهندس
موسیقیدان
نانوا
نقاش
نوازنده
نویسنده
هنرپیشه
کارگر
کتابدار
کتابفروش
Verbs Back to Top    
آرزو داشتن
آرزو کردن
آزاد شدن
آزاد کردن
آزمایش کردن
آزمودن
آشپزی کردن
آغاز شدن
آفریدن
آماده کردن
آمدن
آموختن
آموختن
آموزاندن
آموزش دادن
آواز خواندن
آوردن
اتفاق افتادن
احترام گذاشتن
احتیاج داشتن
احساس کردن
اخم کردن
ادامه دادن
ادب کردن
از دست دادن
از ياد بردن
ازدواج کردن
استراحت کردن
استفاده کردن
اشاره کردن
اشتباه کردن
اطلاع داشتن
اطلاع دادن
اعتقاد داشتن
اعتقاد داشتن
اعتنا کردن
افتادن
افطار کردن
انتخاب شدن
انتخاب کردن
انتخاب کردن
انجام دادن
انجام دادن
انداختن
انعام دادن
ايستادن
باریدن
باز گشتن
باز کردن
بازگرداندن
بازی کردن
باور داشتن
باور کردن
بخشیدن
بخشیدن
بخشیدن
برخاستن
برداشتن
بردن
بردن
بردن
برف باریدن
برگرداندن
برگشتن
بزرگ شدن
بستن
بستن
بستن
بلد بودن
بلند شدن
بلند کردن
به پايان رساندن
به پايان رسيدن
به خاطر آوردن
به دست آوردن
به یاد آوردن
بو کردن
بودن
بوس کردن
بوسیدن
بوییدن
بیدار شدن
بیدار کردن
بیمار شدن
پا شدن
پارک کردن
پاسخ دادن
پايان دادن
پاک کردن
پختن
پدیدار شدن
پذیرایی کردن
پر کردن
پرداخت کردن
پرداختن
پرستيدن
پرسیدن
پرهيز کردن
پرورش دادن
پرورش دادن
پس انداز کردن
پس دادن
پس گرفتن
پسندیدن
پشتیبانی کردن
پنداشتن
پوشيدن
پيچيدن
پيچيدن
پيدا کردن
پیاده رفتن
پیاده شدن
پیشرفت کردن
پیغام دادن
تا کردن
تب کردن
تبریک گفتن
تجدید کردن
تربیت کردن
ترجمه کردن
تشکر کردن
تعريف کردن
تعريف کردن
تفریح کردن
تقاضا کردن
تلفن زدن
تلفن کردن
تماشا کردن
تمام شدن
تمام کردن
تمدید کردن
تمرین کردن
تمیز کردن
تنبیه کردن
توانستن
توجه کردن
توقف کردن
توهین کردن
تکان دادن
تکمیل کردن
جا گذاشتن
جارو کردن
جارو کردن
جدا شدن
جدا کردن
جستن
جستن
جمع کردن
جمع کردن
جنگ کردن
جنگیدن
جواب دادن
جویدن
چانه زدن
چشیدن
حاضر شدن
حاضر کردن
حاضربودن
حدس زدن
حرف زدن
حس کردن
حساب کردن
حفظ کردن
حفظ کردن
حمام رفتن
حمام گرفتن
حمام کردن
حمایت کردن
خالی شدن
خالی کردن
خبر دادن
خبر داشتن
خبر کردن
خراب شدن
خراب شدن
خراب شدن
خراب کردن
خرج کردن
خريدن
خرید کردن
خلق کردن
خنداندن
خندیدن
خوابيدن
خواستن
خواستن
خواندن
خواندن
خودداری کردن
خودداری کردن
خوردن
خوردن
دادن
داشتن
دانستن
دراز کشيدن
درخواست کردن
درد داشتن
درد کردن
درس خواندن
درس دادن
دروغ گفتن
دریافت کردن
دریافتن
دست دادن
دستور دادن
دعا کردن
دعوا کردن
دوختن
دور زدن
دوست داشتن
دوست داشتن
دویدن
ديدن
ديدن کردن
رأی دادن
رأی گرفتن
راندن
راندن
رانندگی کردن
راه رفتن
رساندن
رسيدن
رسیدن
رسیدن
رفتار
رفتار کردن
رفتن
رقصیدن
روزه گرفتن
ریختن
زخمی شدن
زدن
زدن
زندگی کردن
سؤال کردن
ساختن
ساختن
سپاردن
سپردن
سعی کردن
سوار شدن
سوار کردن
سوختن
شدن
شرح دادن
شستن
شمردن
شنا کردن
شناختن
شنيدن
شهادت دادن
شهید شدن
شک کردن
شکایت کردن
شکر کردن
شکستن
صبر داشتن
صبر کردن
صحبت کردن
صلح کردن
طلاق دادن
طلاق گرفتن
عادت داشتن
عادت کردن
عجله کردن
عروسی کردن
عشقبازی کردن
عقيده داشتن
علاقه داشتن
عکس انداختن
فاسد شدن
فرار کردن
فراموش کردن
فراهم کردن
فرستادن
فرمودن
فرمودن
فروختن
فرياد زدن
فهماندن
فهميدن
فکر کردن
قادر بودن
قبول شدن
قبول کردن
قدم زدن
قسم خوردن
قسم خوردن
قسمت کردن
قضاوت کردن
گذاشتن
گذراندن
گذشتن
گذشتن
گرفتن
گرفتن
گريستن
گريه کردن
گشتن
گشتن
گشتن
گفتن
گله کردن
گم کردن
گوش دادن
گوش کردن
لازم بودن
لازم داشتن
لبخند زدن
لرزيدن
ماندن
مايل بودن
متوجه شدن
مردن
مریض شدن
مسواک زدن
معنی کردن
منتظر شدن
موافق بودن
موافقت کردن
ميل داشتن
ميل کردن
میل داشتن
میل کردن
نشان دادن
نشان دادن
نشستن
نقاشی کردن
نقاشی کردن
نگاشتن
نگاه کردن
نماز خواندن
نمايان شدن
نمایش دادن
نمودن
نمودن
نوشتن
نوشيدن
نیاز داشتن
وارد شدن
وجود داشتن
ورزش کردن
وزن کردن
ياد دادن
ياد گرفتن
ياد کردن
يافتن
کار کردن
کاشتن
کردن
کشتن
کشيدن
کشیدن
کم کردن
کمک کردن
کوشش کردن
کوشیدن